تیره لاکسمانیاسه (Laxmanniaceae) در بسیاری از منابع جدیدِ ردهبندی گیاهان، دیگر بهصورت «تیرهٔ مستقل» به کار نمیرود و اعضای آن معمولاً در تیرهٔ Asparagaceae و در قالب زیرتیرهٔ Lomandroideae قرار داده میشوند. با این حال، نام Laxmanniaceae هنوز در برخی فلورها، بانکهای داده و نوشتههای تخصصی بهعنوان یک مفهوم تبارشناختی/تاریخی رایج است و برای اشاره به همان گروه طبیعی به کار میرود.
اعضای این گروه عمدتاً تکلپهایهای علفی (گاهی نیمهچوبی یا بوتهای) هستند و بسیاری از آنها به محیطهای استرالیا و نواحی پیرامونی اقیانوس آرام سازگار شدهاند. الگوی کلی ریختشناسی در این گروه شامل برگهای باریک و نواری/شمشیری، اندامهای زیرزمینی (ریزوم یا پایهٔ متورم) و گلهای کوچک با پوشش گل ۶ قسمتی است.
فرم کلی تیره
گیاهان این گروه غالباً پایا هستند و بهصورت روزیتهای (basal) یا خوشهای از برگها در نزدیکی سطح خاک دیده میشوند. در بسیاری از جنسها، برگها باریک و فیبری بوده و شکل کلی گیاه شبیه «علفهای زینتی» یا «گراسیفرم» است.
اندام زیرزمینی میتواند ریزوم کوتاه، ساقهٔ زیرزمینی ضخیمشده یا پایهٔ متراکمِ برگها باشد که به گیاه کمک میکند دورههای خشکی، آتشسوزیهای سطحی و فقر غذایی خاک را بهتر تحمل کند (ویژهٔ زیستبومهای استرالیا).
آناتومی برگ
برگها معمولاً نواری، خطی یا شمشیری بوده و از نظر آناتومی، اپیدرم با کوتیکول قابل توجه (بهویژه در گونههای خشکیپسند) دیده میشود. روزنهها میتوانند در سطح زیرین یا هر دو سطح پراکنده باشند و این الگو با شرایط اکولوژیک گونه ارتباط دارد.
در میانبافت برگ، بافت فتوسنتزی (مزوفیل) غالباً بهصورت لایههای نسبتاً یکنواخت سازمان مییابد و دستههای آوندی در طول برگ تکرار میشوند. در بسیاری از اعضا، الیاف اسکلرانشیمی در کنار آوندها فراوان است که به برگ حالت محکم، رشتهای و بادوام میدهد و نقش مهمی در مقاومت مکانیکی و کاهش تبخیر دارد.
آناتومی ساقه
ساقهٔ هوایی در برخی جنسها کوتاه و کمتر آشکار است و «ظاهر ساقهنداشتن» به دلیل تراکم برگهای قاعدهای رخ میدهد. در مقابل، در گروههایی دیگر محور گلدهنده (اسکیپ یا ساقهٔ گلآذین) از مرکز روزیته بیرون میآید و میتواند ساده یا منشعب باشد.
در ساقه (هوایی یا زیرزمینی)، آرایش دستههای آوندی از تیپ تکلپهای پیروی میکند و بافتهای نگهدارنده (بهویژه الیاف) میتوانند واضح باشند. در ریزومها یا پایههای متراکم، ذخیرهٔ کربوهیدراتها و آب به گیاه اجازه میدهد پس از تنشهای محیطی (مانند خشکی یا آسیب سطحی) رشد مجدد سریعی داشته باشد.
تولیدمثل و گردهافشانی
گلها اغلب کوچک تا متوسط و دارای پوشش گل ۶قسمتی (تپالها) هستند. بیشتر اعضا هرمافرودیت (دارای پرچم و مادگی در یک گل) بوده و گردهافشانی در بسیاری از گونهها توسط حشرات (مانند زنبورها، مگسها یا سوسکهای کوچک) انجام میشود.
در برخی جنسها، خوشههای گل میتوانند انبوه شوند و با تولید شهد یا بوی ملایم، گردهافشانها را جذب کنند. زمانبندی گلدهی معمولاً با فصلهای مناسب رطوبت و دما هماهنگ است و در زیستبومهای آتشخیز، گلدهی ممکن است پس از آتش یا با تحریکات پساآتش افزایش یابد.
گلآذین، میوه و دانه
گلآذینها اغلب بهصورت خوشهای، پانیکول یا سنبلهمانند دیده میشوند و ممکن است روی ساقهٔ گلدهندهٔ بلند قرار گیرند. تپالها پس از گردهافشانی در بسیاری از گونهها پایدار میمانند و در شکل ظاهری میوه نقش دارند.
میوه معمولاً از نوع کپسول است (در گروههای مختلف ممکن است تفاوتهایی در شکل و نحوه شکافتن دیده شود). دانهها بسته به جنس میتوانند دارای پوشش سختتر یا بافتهای کمکی برای پراکنش باشند. پراکنش دانه غالباً به کمک باد، گرانش، جریان آب سطحی یا گاهی جانوران کوچک انجام میشود.
فیزیولوژی و فیتوشیمی
بسیاری از اعضای این گروه به شرایط کمموادغذایی (بهویژه خاکهای شنی و فقیر) سازگار شدهاند و از نظر فیزیولوژی میتوانند کارایی بالایی در استفاده از مواد معدنی داشته باشند. بافتهای فیبری و کوتیکول قابل توجه، در کنار آرایش روزنهها، به کاهش تعرق و افزایش تحمل خشکی کمک میکند.
از نظر فیتوشیمی، مانند بسیاری از تکلپهایهای مرتبط در راستهٔ مارچوبهسانان، انتظار میرود ترکیباتی مانند فنولها، فلاونوئیدها و برخی ساپونینها (بسته به جنس/گونه) حضور داشته باشند؛ این ترکیبات میتوانند در دفاع شیمیایی، رنگگیری گل/بافتها و تعامل با گردهافشانها نقش داشته باشند. با این حال، شدت و نوع ترکیبات ثانویه در سطح گونهای متغیر است.
جغرافیا و سیتولوژی
مرکز تنوع بسیاری از اعضای این گروه در استرالیا است، اما در مفهوم گستردهتر (بهویژه در چارچوب زیرتیره Lomandroideae) پراکنش میتواند به بخشهایی از جنوبشرق آسیا، اقیانوس آرام و برخی نواحی دیگر نیز گسترش یابد. برخی جنسها تقریباً کاملاً بومی استرالیا هستند، در حالی که برخی دیگر پراکنش وسیعتری دارند.
از نظر سیتولوژی، تعداد کروموزومی در جنسهای مختلف متفاوت است و گزارشهای سیتولوژیک نشان میدهد که در برخی تبارها پلیپلوئیدی و تغییرات عددی کروموزوم در روند تکامل نقش داشتهاند. بنابراین، «یک عدد کروموزومی ثابت برای کل تیره» قابل ارائه نیست و باید در سطح جنس/گونه بررسی شود.
طبقهبندی، رده و زیررده
در چارچوبهای ردهبندی نوین، گروهی که قبلاً «لاکسمانیاسه» نامیده میشد غالباً در این مسیر جای میگیرد:
فرمانرو: Plantae
نهاندانهها: Angiosperms
تکلپهایها: Monocots
راسته: Asparagales (مارچوبهسانان)
تیره (در مفهوم گستردهٔ رایج امروز): Asparagaceae
زیرتیره: Lomandroideae
یادداشت: نام Laxmanniaceae در این رویکرد معمولاً یک نام تاریخی/همارز برای همین گروه است.
تعداد گونه و جنس در این خانواده و اسامی آنها
برآوردهای معتبر نشان میدهد این گروه در مفهوم «لاکسمانیاسه/لوماندروئیده» حدود ۱۴ تا ۱۵ جنس و نزدیک به ۱۷۸ گونه دارد؛ اختلافِ جزئی معمولاً به دلیل ادغام یا جداسازی برخی جنسها در سامانههای مختلف ردهبندی است.
فهرستِ جنسهایی که بهطور رایج برای این گروه گزارش میشوند (بسته به منبع و حدّ و مرز تیره/زیرتیره) شامل موارد زیر است:
Acanthocarpus
Arthropodium
Chamaexeros
Cordyline
Eustrephus
Laxmannia
Lomandra
Romnalda
Sowerbaea
Thysanotus
Trichopetalum
در برخی منابع، برخی نامها بهعنوان جنس مستقل پذیرفته میشوند یا برعکس، در جنسهای بالا ادغام میگردند؛ برای نمونه، در بعضی رویکردها Xerolirion یا Chamaescilla ممکن است جداگانه دیده شود، یا برخی نامها بهعنوان مترادف (synonym) معرفی شوند. به همین دلیل است که تعداد جنسها در منابع مختلف دقیقاً یکسان نیست.
منابع:
APWeb (Angiosperm Phylogeny Website) – Updates (شامل برآورد تعداد جنس/گونه برای Laxmanniaceae)
APWeb – List of Genera in Lomandroideae/Laxmanniaceae
APWeb – Asparagales (پسزمینهٔ ردهبندی و جایگاه در راسته)
Plants of the World Online (Kew) – Laxmannia (نمونهای از دادههای تاکسونومی)
Flora of Australia (ALA) – Laxmannia (اطلاعات فلورستیک/پراکنش و تعداد گونه)
Botanical Journal of the Linnean Society (2024) – Genomic data on Lomandroideae (روابط تبارشناختی)
برخی از گیاهان خانواده لاکسمانیاسه :