کنجاک (amorphophallus) و همه ارقام آن

تاریخ انتشار: 1394/08/28
کنجاک  (amorphophallus) و همه ارقام آن
گیاهان جنس amorphophallus از خانواده شیپوری






معرفی جنس گیاهی Amorphophallus (آمورفوفالوس)

جنس Amorphophallus (آمورفوفالوس) یکی از جنس‌های شاخص در تیرهٔ Araceae (گل‌شیپوریان) است که به دلیل ساختار گل‌آذین بسیار ویژه، چرخهٔ رشد غیرمعمول و حضور اندام‌های زیرزمینی ذخیره‌ای، در گیاه‌شناسی و نیز در horticulture اهمیت زیادی دارد.

اعضای این جنس عمدتاً گیاهانی علفی، چندساله و دارای اندام ذخیره‌ای زیرزمینی هستند که معمولاً در زیستگاه‌های گرمسیری تا نیمه‌گرمسیری و در جنگل‌های فصلی آسیا و بخش‌هایی از آفریقا پراکنش دارند.





پراکنش جغرافیایی و زیستگاه

بخش بزرگی از گونه‌های آمورفوفالوس در جنوب و جنوب‌شرقی آسیا (از هند تا تایلند، مالزی، اندونزی و فیلیپین) یافت می‌شوند و تعدادی از گونه‌ها نیز در مناطق گرمسیری آفریقا حضور دارند. زیستگاه رایج آن‌ها معمولاً کف جنگل، دامنه‌های مرطوب، خاک‌های غنی از مواد آلی، و محیط‌هایی با سایه‌روشن است؛ با این حال برخی گونه‌ها به شرایط خشک‌تر فصلی نیز سازگاری نشان می‌دهند.

ویژگی مشترک زیستگاهی بسیاری از گونه‌ها، همزمانی رشد فعال با فصل بارندگی و ورود به خواب در فصل خشک یا سرد است؛ این موضوع با حضور اندام ذخیره‌ای زیرزمینی تقویت می‌شود.





ریخت‌شناسی عمومی و خصوصیات مشترک گونه‌های این جنس




اندام زیرزمینی: غده یا کورم ذخیره‌ای

تقریباً همهٔ گونه‌های آمورفوفالوس دارای یک اندام زیرزمینی گوشتی و ذخیره‌ای هستند که اغلب به صورت کورم/غده (corm/tuber-like) توصیف می‌شود. این اندام نقش اصلی را در ذخیرهٔ کربوهیدرات‌ها، تحمل دوره‌های نامساعد و تأمین انرژی برای گل‌دهی و برگ‌دهی ایفا می‌کند.

چرخهٔ سالانهٔ بسیاری از گونه‌ها بر پایهٔ ذخیره‌سازی در غده و سپس مصرف آن برای تولید یک گل‌آذین یا یک برگ بزرگ شکل می‌گیرد.




برگ: معمولاً یک برگ بزرگ و بسیار تقسیم‌شده

از شاخص‌ترین ویژگی‌های مشترک در این جنس، تولید یک برگ منفرد (در هر چرخهٔ رشد) است که می‌تواند بسیار بزرگ باشد و به صورت چتری و چندبار تقسیم‌شده ظاهر شود. دمبرگ (پتیول) در بسیاری از گونه‌ها ضخیم، ایستاده و دارای لکه‌گذاری یا نقش‌های شبیه پوست مار است.

تولید تنها یک برگ بزرگ که کارکردی مشابه یک “تاج برگ” دارد، از الگوهای تکرارشونده در گونه‌های متعدد آمورفوفالوس است.




گل‌آذین: اسپادیکس و اسپات (ویژگی مرکزی تیرهٔ Araceae)

گل‌آذین آمورفوفالوس مانند بسیاری از اعضای تیرهٔ Araceae شامل اسپادیکس (spadix) و اسپات (spathe) است. اسپادیکس محور گوشتیِ حامل گل‌های بسیار ریز است و اسپات یک براکتهٔ بزرگ و اغلب رنگین است که می‌تواند گل‌آذین را دربرگیرد.

در بسیاری از گونه‌ها، اسپادیکس به چند بخش قابل تشخیص تقسیم می‌شود: ناحیهٔ گل‌های ماده در بخش پایین، ناحیهٔ گل‌های نر در بالا و در برخی گونه‌ها بخش‌های نابارور (استریل) یا زائدهٔ انتهایی برجسته. اسپات نیز ممکن است از نظر رنگ، الگوهای درونی و شکل لبه‌ها در گونه‌های مختلف تغییرات چشمگیری داشته باشد.

تفکیک مکانی گل‌های ماده و نر روی اسپادیکس و حضور اسپات نمایان و اغلب پیچیده، از مهم‌ترین خصوصیات مشترک در این جنس است.




بوی گل‌آذین و گرده‌افشانی

بسیاری از گونه‌های آمورفوفالوس در زمان گل‌دهی بوهایی تولید می‌کنند که می‌تواند از شیرین تا تند و حتی شبیه بوی مواد آلی در حال تجزیه باشد. این بوها معمولاً برای جذب گرده‌افشان‌ها (مانند برخی مگس‌ها و سوسک‌ها) تکامل یافته‌اند.

جذب گرده‌افشان‌ها از طریق بو و نشانه‌های دیداری درون اسپات، یک راهبرد تکرارشونده در گونه‌های متعدد این جنس است.




فنولوژی: تقدم گل‌دهی یا برگ‌دهی و خواب فصلی

در بسیاری از گونه‌ها، گل‌آذین ممکن است قبل از ظهور برگ یا در زمانی جداگانه از فصل برگ‌دهی ظاهر شود. پس از پایان گل‌دهی و تشکیل میوه، یا پس از دورهٔ فتوسنتزی برگ، گیاه وارد مرحلهٔ خواب می‌شود و بخش هوایی از بین می‌رود، در حالی که اندام زیرزمینی باقی می‌ماند.

وجود دورهٔ خواب و ناپدید شدن بخش هوایی در پایان فصل رشد، از ویژگی‌های کلیدی و مشترک در زیست‌شناسی بسیاری از آمورفوفالوس‌ها است.




میوه و بذر

پس از گرده‌افشانی موفق، میوه‌ها غالباً به شکل سته‌های کوچک در بخش پایینی اسپادیکس شکل می‌گیرند و بسته به گونه می‌توانند به رنگ‌های روشن (مانند قرمز یا نارنجی) برسند. این رنگ‌ها معمولاً در جذب جانوران برای پراکنش بذر نقش دارند.

تبدیل بخش گل‌های ماده به خوشه‌ای از میوه‌های رنگین، الگوی رایجی در تولیدمثل این جنس محسوب می‌شود.





سازگاری‌ها و اهمیت بوم‌شناختی

آمورفوفالوس‌ها به عنوان گیاهان کف‌زی جنگل‌ها، در چرخهٔ مواد آلی و تعاملات بوم‌شناختی نقش دارند. اندام ذخیره‌ای به آن‌ها امکان می‌دهد در دوره‌های کوتاه مناسب، رشد سریع داشته باشند و سپس در شرایط نامساعد (خشکی فصلی یا افت دما) بقا یابند.

ترکیب “رشد انفجاری کوتاه‌مدت” و “خواب طولانی‌مدت” یک راهبرد مشترک برای بقا در محیط‌های فصلی است.





کاربردها و اهمیت اقتصادی/فرهنگی

برخی گونه‌های آمورفوفالوس به دلیل داشتن ترکیباتی مانند گلوکومانان در اندام زیرزمینی، اهمیت خوراکی و صنعتی دارند. در برخی مناطق، از فرآورده‌های حاصل از غده برای تهیهٔ محصولات غذایی یا کاربردهای تغذیه‌ای استفاده می‌شود.

همچنین تعدادی از گونه‌ها به دلیل اندازهٔ بزرگ گل‌آذین، فرم غیرمعمول و جذابیت گیاه‌شناختی به عنوان گیاهان کلکسیونی یا زینتی نگهداری می‌شوند؛ هرچند نیازهای محیطی و چرخهٔ خواب آن‌ها مدیریت خاصی می‌طلبد.





نکات کلی دربارهٔ کشت و نگهداری (در سطح عمومی)

در نگهداری بسیاری از گونه‌های این جنس، توجه به چرخهٔ طبیعی اهمیت دارد. در دورهٔ رشد فعال، خاک سبک با زهکشی مناسب و رطوبت کنترل‌شده معمولاً مفید است و در دورهٔ خواب، کاهش آبیاری برای جلوگیری از پوسیدگی اندام زیرزمینی ضروری می‌شود.

مدیریت صحیح دورهٔ خواب (کاهش رطوبت و پیشگیری از پوسیدگی غده) برای موفقیت در نگهداری بسیاری از گونه‌های آمورفوفالوس حیاتی است.





فهرست برخی گونه‌های شناخته‌شده از جنس Amorphophallus

نمونه‌هایی از گونه‌های این جنس عبارت‌اند از:

  • Amorphophallus titanum
  • Amorphophallus konjac
  • Amorphophallus paeoniifolius
  • Amorphophallus bulbifer
  • Amorphophallus albus
  • Amorphophallus gigas
  • Amorphophallus rivieri (نامی که گاه در منابع باغبانی برای برخی فرم‌ها/مترادف‌ها دیده می‌شود)
  • Amorphophallus campanulatus (نامی که در برخی متون قدیمی برای گونه‌های مرتبط به‌کار رفته است)

امتیاز شما به این مقاله

میانگین امتیاز: 5 از ۵، بر اساس 1 امتیاز

پرسش‌ها و نظرات این مقاله

هنوز پرسش یا نظری برای این مقاله ثبت نشده است.

ثبت پرسش یا نظر جدید