این مقاله به بررسی باغبانی در فصول سرد سال میپردازد و تجربههای نویسنده و دیگر باغبانان را در دماهای مختلف زمستانی مطرح میکند. نویسنده به نقل از یک کارشناس محلی، ادعا میکند که در دماهای پایینتر از ۲۰ درجه فارنهایت، نمیتوان هیچ کاری در باغ انجام داد. با این حال، نویسنده به وضوح نشان میدهد که در زمستانهای ملایم، بسیاری از کارهای باغبانی میتوانند انجام شوند، حتی در دماهای پایینتر.
مقاله همچنین جدولی از فعالیتهای باغبانی در دماهای مختلف ارائه میدهد: از ور رفتن با بذرها در دماهای زیر ۲۰ درجه تا انجام کارهای مختلف باغبانی در دماهای بالاتر از ۴۰ درجه فارنهایت. علاوه بر این، اهمیت استفاده از لایههای مناسب لباس برای راحتی در هوای سرد و نکات مربوط به باغبانی زمستانی، مانند تعمیر زیرساختها و وجین علفهای هرز، مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، نویسنده به تأثیر روحی و معنوی کار در باغ در فصل سرد اشاره میکند و اینکه چگونه باغبانی در زمستان میتواند احساس آرامش و لذت ایجاد کند.
کارهای زیادی در این باغ زمستانی برای انجام دادن هست.
هفتهٔ گذشته از زبان یک کارشناس محلی باغبانی شنیدم که در ژانویه تنها کاری که در باغ میشود انجام داد «برنامهریزی» است؛ هیچ باغبانی واقعیای نمیتوان انجام داد. این حرف برایم عجیب بود، چون من تمام طول پاییز و زمستان، به جز دو هفتهای که زمین یخزده بود، هر روز در حال باغبانی بودهام و دما در بقیهٔ روزها نسبتاً ملایم بوده است. در طول دسامبر و ژانویه حجم عظیمی کار در باغ انجام دادهام – جابهجایی تقریباً هر گیاهی که فکرش را بکنید، کاشت مخروطیان پنجفوتی، ایجاد حاشیهها، تراز کردن سنگفرشها – واقعاً میتوانم ادامه بدهم. زمستانهای ملایم مریلند برای باغبانی فوقالعادهاند. حتی در حومهها هم منطقهٔ ۷ به حساب میآید.
برای همین خوشحال شدم وقتی مطلبی از ادریان هیگینز در واشنگتنپست امروز خواندم که توضیح میداد امسال چقدر در باغ مشغول بوده و سطح فعالیت زمستانیاش را اینطور توضیح داده است:
«این جدول دماییِ فعالیت زمستانیِ خودم در باغبانی است. در دماهای زیر ۲۰ فارنهایت (منفی چند درجه سانتیگراد): از تخت بیرون نیایید. دههٔ بیست (درجهٔ فارنهایت): در داخل خانه با بذرها ور بروید. دههٔ سی: چند لایه لباس بپوشید و هر کاری لازم است در باغ انجام دهید. دههٔ چهل: چند لایه بپوشید و بروید به جان باغ بیفتید. دههٔ پنجاه: در بهشت هستید؛ تمام روز را به باغبانی اختصاص دهید.
نقطهٔ عطف روی ۴۰ درجه است. پایینتر از آن برای سختجانهاست، اما بالاتر از آن، بهخصوص اگر با کار کردن در حال تولید گرما باشید، هوا مطبوع است. باران و باد تند شما را به خانه میراند، اما نمنم باران (بهنظر من) فقط به فضا و حالوهوا اضافه میکند.»
باغ بام در مرکز شهر بالتیمور، اواخر ژانویه.
اگر در جایی باغبانی میکنید که زمستان دارد، این جدول با سطح فعالیت خودتان در باغ هماهنگ است؟ ما جزئیات میخواهیم: دما تا چه حد میتواند پایین بیاید قبل از اینکه فقط در تخت بمانید یا با چراغهای رشد室 ور بروید؟
برای من، جدول فعالیت هیگینز کاملاً جواب میدهد – البته با کمی دستکاری بر اساس آفتاب و باد. در باغ من، جایی که سایه از درختان خزانکننده است نه از خودِ خانه، آفتاب زمستانی فوقالعاده است.
لباسهای باغبانی در زمستان
همهچیز به لایهها برمیگردد؛ لایههای زیاد، که وقتی گرم میشوید بتوانید کمکم درشان بیاورید. در این عکس، که در دمای حدود دههٔ سی (فارنهایت) گرفته شده، من یک باغبان کاملاً خوشحال بودم، هرچند امروز شاید یک شال گردن هم اضافه کنم.
باغبانی در هوای گرم اینقدر هم عالی است؟
هیگینز کاملاً درست میگوید که «ایدهٔ باغبانی منظم در زمستان برای خیلیها غریبه است» و این واقعاً تأسفآور است. اینجا در نوار مرطوب ساحل میانی آتلانتیک، زمان ایدهآل برای انجام کارهای سنگین باغ دقیقاً همین حالاست، وقتی دما در دهههای چهل و پنجاه (فارنهایت) است. دههٔ شصت هم بد نیست، اما از هفتاد درجه به بالا، دیگر صحبتِ عرق ریختن است. در تابستان من از کارهای سنگین باغبانی دست میکشم، فقط آبیاری و وجین را انجام میدهم و حتی همین کارها را هم اوایل صبح انجام میدهم.
دستاوردهای باغبانی زمستانی
باز هم از هیگینز نقل میکنم: «هرچه بیشتر در زمستان کار کنید، اوایل بهار کمتر به آن هجوم دیوانهوار کارها گرفتار میشوید.» او مخصوصاً توصیه میکند که «زیرساختها» را تعمیر کنید – بسترهای مرتفع، پاسیوها و مسیرها و مانند آن – و علفهای هرز زمستانی را قبل از اینکه در بهار از کنترل خارج شوند، از ریشه درآورید. وقتی این کارها را انجام دهید، میتوانید «بهار را بر اساس شرایط خودِ باغبان» استقبال کنید.
و بعد، این پاداش حضور در باغ و لذتی است که از جنبهٔ معنویِ وجین کردن نصیب باغبانانِ مشتاق میشود:
«این کار نوعی حالت خلسه ایجاد میکند که گاهی با ندای پرطنین یک توکا-مرغ بیابانی کارولینا، که روی نرده بالای سرم نشسته، شکسته میشود. این مهاجر زمستانی، سرزندگیاش بسیار فراتر از جثهٔ کوچکش است. در نامحتملترین فصل سال، ما را به باغ فرامیخواند.»
gardenrant.com