در این مقاله مفهوم «گونه معرف» بهعنوان ابزاری اکولوژیک برای پیشبینی ویژگیهای بستر و شرایط کلیمایی بر پایه حضور و استقرار گونهها در محدودههای خاص بررسی میشود. تأکید میگردد هرچه دامنه بردباری گونه نسبت به عوامل محیطی محدودتر باشد، درجه تخصص آن افزایش یافته و قابلیت تفسیر دقیقتری از وضعیت منطقه فراهم میآورد. همچنین گونههای استنو نسبت به گونههای اوری برای معرف بودن مناسبتر بوده و گونههای درشتجثه به دلیل ثبات نسبی برتری دارند.
گونه معرف :
با توجه به مطالعه پوشش های مختلف گونه یا گونه هایی صرفاً در محدوده مشخصی قابلیت استقرار دارند
بعبارتی با مشخص کردن گونه مورد نظر می توان وضعیت بستر و نوع کلیما را پیش بینی کرد که بعنوان گونه معرف می شناسیم.
گونه معرف هرچه دامنه بردباری محدودتری را نسبت به عوامل مختلف داشته باشد ، درجه تخصص آن بیشتر است و از روی آن می توان دقیقاً وضعیت منطقه را پیش بینی کرد.
مثلاً بعضی از گونه ها می توانند بستر هایی که حاوی اورانیوم هستند بعنوان معرف نشان دهند .
گونه های استنو ( گونه های با دامنه بردباری محدود ) بهتر از اوری ( Eury ) می توانند جهت معرف بکار روند.
بزرگ اندام بهتر از ریز اندام برای معرف شدن است زیرا ثبات نسبی دارد.