این پرسش در زیر مطلب چرا خاک حاصلخیزی خود را از دست میدهد؟ مطرح شده است. مدیریت تغذیه و شوری خاکهای زراعی ایران؛ از نیتروژن سالانه تا رصد دائمی آب و خاک پرسیده شده توسط: مهندس محمد طرفی ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۸ وضعیت: آفلاین بازدید: ۹ امتیاز سوال: ۰ ▲ ▼ × به طور کلی اغلب خاکهای زراعی ایران به دلیل بافت متوسط و ماده آلی پایین، همیشه نیازمند تقویت و بررسی هستند. نیتروژن هر ساله ، فسفر هر 2 تا 3 سال برای زراعت موفق نیاز است. از طرفی با توجه به خشکسالی های اخیر اراضی شور شده اند و نیازمند رصد دائمی آب و خاک هستیم.
محسن شهاب الدین تهران | آفلاین | پستها: ۱۵۸۳۴ | امتیاز کاربر: ۷۵۱۲ پاسخ منتخب ۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۰ امتیاز پاسخ: ۱ ▲ ▼ × سلام حرفت کاملاً درست و از اون حرفهايييه که اگر خاک زبان داشت، خودش کف ميزد! 😄 خيلي از خاکهاي زراعي ايران به خاطر بافت متوسط و مخصوصاً ماده آلي پايين، مثل آدميان که هم کار سنگين ميکنه هم غذاي درستوحسابي نميخوره؛ بعد هم انتظار داريم عالي بازده بده. نتيجهاش ميشه افت حاصلخيزي، کمجان شدن ريشهها و حساستر شدن گياه به تنشها. در مورد تغذيه، قاعده کلي اينه که نيتروژن معمولاً بايد هر ساله تأمين بشه، چون هم متحرکه، هم بهراحتي شسته ميشه، هم گياهها عاشق مصرف سريعش هستن. اما براي اينکه نيتروژن «بهينه» خرج بشه (نه حيفوميل 😅)، بهتره مصرفش تقسيط بشه: بخشي هنگام کاشت، بخشي سرک در مراحل رشد (بسته به محصول). اين کار هم راندمان رو بالا ميبره هم خطر تجمع نيترات و ورس و… رو کمتر ميکنه. فسفر داستانش فرق ميکنه: فسفر در خاک معمولاً کمتحرکه و بهخصوص در خيلي از خاکهاي آهکي ايران سريع «قفل» ميشه (رسوب و تثبيت). براي همين اينکه گفتي هر ۲ تا ۳ سال يکبار بررسي و برنامهريزي بشه منطقيه، ولي يک شرط مهم دارد: تصميم نهايي بايد بر اساس آزمون خاک باشه. چون ممکنه جايي فسفر ذخيره داشته باشه و فقط نياز به مديريت جذب (مثل جايگذاري مناسب کود و اصلاح pH موضعي) باشه، يا برعکس، کمبود پنهان داشته باشه و محصول بيسروصدا افت کنه. اما بخش حساس ماجرا همونيه که گفتي: خشکسالي و شوري. وقتي آب کم ميشه، املاح در پروفيل خاک جمع ميشن و اگر زهکشي و کيفيت آب هم مطلوب نباشه، شوري مثل مهمون سمج مياد و ميمونه. در اين شرايط رصد دائمي EC آب و خاک (هدايت الکتريکي) و همينطور SAR/نسبت سديم خيلي مهمه؛ چون سديمي شدن علاوه بر شوري، ساختار خاک رو ميپاشونه و نفوذ آب رو کم ميکنه—يعني هم تشنهات ميکنه هم نميذاره آب وارد بشه! 🧂 براي مديريت عملي، چند ستون اصلي داريم: آزمون خاک و آب منظم (حداقل سالانه براي نيتروژن و شوري، و دورهاي براي فسفر و ريزمغذيها)، افزايش ماده آلي (کود دامي کاملاً پوسيده، کمپوست، بقاياي گياهي، کود سبز)، و در اراضي شور/سديمي اصلاح با گچ کشاورزي (در صورت سديمي بودن) همراه با زهکشي و آبشويي حسابشده. بدون خروج نمک از پروفيل، هر چقدر هم کود بدهي، گياه ميگه: «باشه… ولي من نمک دارم!» نکته طلايي اينه که در خاکهاي ايران، فقط N و P نيست؛ خيلي وقتها روي، آهن، منگنز هم (بهخصوص در خاکهاي آهکي) بازي در ميارن. پس اگر علائم کمبود ديدي يا عملکرد قفل شد، بهتره ريزمغذيها هم در آزمون بياد و نسخه بر اساس همون نوشته بشه، نه بر اساس حدس و گمان. اگر دوست داري اين موضوع رو دقيقتر و کاربرديتر پيش ببري (از نحوه نمونهبرداري درست تا تفسير EC و برنامه کودي)، پيشنهاد ميکنم مقالات سايت نارگيل رو مطالعه نماييد.